تبليغاتX
دختر آسمان

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا 

قربون كبوترون حرمت، قربون اين همه لطف و كرمت
از روزي كه با تو آشنا شدم، مورد مرحمت خدا شدم

شهادت مظلومانه‌ترين و غريب‌ترين آقا و سرور، كسي كه بهش ارادت خاصي دارم، شهادت ضامن آهو، امام هشتم حضرت موسي‌‌الرضا(ع) رو به شما دوستدارانش تسليت ميگم.

یا امام رضا(ع)

مجبور شدم به هر کسی رو بزنم  در محضر هر غریبه زانو بزنم تحقیر شدم چونکه فراموشم شد یک سر به شما ضامن آهو بزنم




سه شنبه چهارم بهمن 1390 |

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

توسط: آقا هادي

+++

غل می زند اب
و دانه های سخت
در حجم پر جوش
در بستگی یک مدار داغ
سرگیجه می خورند
وزن ثقیل چرخش سوزان
بر قلب می افتد
کف می کند آب
سر می رود حجم
دیواره ی بیرونی ظرف گداخته
پر می شود از شکل های مبهم چسبندگی
از شکل های مبهم سوزش گدازش
غل می زند آب
و دانه های سخت
در جنبش مدام
...

از طرف: وبلاگ دفتر آسمان

***

می دانم
می آیی
به سرعت نور
چون رود ، زلال و پر غرور
می دانم
همین حالا نیز
یا هر زمان که بخوانند تو را
چاره ساز نیازمندانی
از راه دور
می سازی برای آنان پل های عبور
با دریچه های امید و سرور
می دانم می آیی

...

از طرف: سمانه جون

+++


دیگر این پنجره بگشای که من
به ستوه آمدم از این شب تنگ
...
می فشارد به دلم پای درنگ
دیرگاهی ست که من در دل این شام سیاه
پشت این پنجره بیدار و خموش
مانده ام چشم به راه
همه چشم و همه گوش
مست آن بانگ دلاویز که می اید نرم
محو آن اختر شب تاب که می سوزد گرم
مات این پرده شبگیر که می بازد رنگ
آری این پنجره بگشای که صبح
می درخشد پس این پرده تار
...

از طرف: روح‌ا...

+++

گرچه فاصله ای بین ماست ، اما ما همیشه در کنار همیم.
گرچه فاصله بین ماست ، اما ما همیشه به عشق هم زنده ایم.
اگر از تو دور میشوم ، هیچگاه از تو خسته نمیشوم .
اگر ما دور از هم خواهیم بود ، اما همیشه در قلب هم زنده خواهیم ، همیشه در کنار هم هستیم حتی نزدیکتر از دو عاشق که در آغوش همند.
مدتی از تو دور خواهم بود ، اما به عشق تو لحظه هایم را سپری میکنم ، و همیشه میگویم که دوستت دارم و خواهم داشت .
چند صباحی را منتظر بمان ، با کوله باری از محبت و عشق به سوی تو می آیم.
اگر چه تو را نمیبینم ، اما تو ستاره ای درخشان شبهای منی.
شبها به آسمان قلبم خیره میشوم و با تو درد دل میکنم.
گرچه فاصله ای بین ماست ، اما ما در قلب همیم ، همیشه با هم و همیشه به یاد همیم.
حس کن مرا درون قلبت ، این زیباترین لحظه عاشقیست ، دیدن مهم نیست ، مهم این است که به عشق هم زنده ایم.
لحظه های زندگی میگذرد ، ما عاشقانه به عشق هم زندگی میکنیم و میرسد روزی که انتظار ما به پایان میرسد.
هر جا که باشم ، دوستت دارم ، هر جا که باشی به یادت هستم ، تو دنیای منی ، هر جای دنیا باشم ، با تو هستم عزیزم.

توسط: آقا مجيد

+++



شنبه بیست و چهارم دی 1390 |

كاروان مي آيد از شهر دمشق

بر سر خاك شه سلطان عشق

كاروان با خود رباب آورده است

بهر اصغر شير و آب آورده است

كاروان آمد ولي اكبر نداشت

ام ليلا شبه پيغمبر نداشت

اربعين حسيني بر دوستداران آن حضرت و تمامي شيعيان جهان تسليت باد



شنبه بیست و چهارم دی 1390 |
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟ گفت: نه.

گفت دوستم داري؟ گفت: نوچ.

گفت: اگه بميرم واسم گريه مي‌كني؟ گفت: اصلاً.

دختره چشماش پر از اشك شد، هيچي نگفت.

پسره بغلش كرد و گفت: تو خوشگل نيستي زيباتريني،

                            تو رو دوست ندارم چون عاشقتم.

                         اگه بميري واست گريه نمي‌كنم چون منم مي‌ميرم...!



چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 |

تولدت مبارك تك ستاره قلبم، عشق اول و آخرم ... (M)

تولدت مبارك مجيدم

هيچ وقت فراموشت نميكنم، مگه بميرم تورو از ياد ببرم، هيچ كي نميتونه جاتو واسم پر كنه...

اگه تمام دنيا رو زير و رو كنم، يكي مثل تورو پيدا نميكنم، هيچ كسي نميتونه تورو از قلبم بيرون كنه، درسته تورو از من گرفتن، اما ياد تو (مهر و محبت تو) رو نميتونن از من بگيرن، نميتونن تو رو از توي ذهنم و قلبم جدا كنن...

يادت باشه فدايي داره (اونم منم)

حاضرم تموم هستي‌ام رو بدم، فقط يه بار ديگه دوباره ببينمت



خیلی خوشحالم از اینکه

تو به دنیا اومدی تو

دنیا فهمید که تو انگارنیمه ی گمشد می تو

زندگی خیلی خوبه چون که خدا تورو داده

روز تولدم برام فرشتشو فرستاده

خدا مهربونی کرد تورو سپرد دست خودم

دست تو گرفتم و فهمیدم عاشقت شدم


آورده دنیا یدونه اون یدونه پیش منه

خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه

تو نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم

بخاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام

خدا مهربونی کرد تورو سپرد دست خودم

              دست تو گرفتم و فهمیدم عاشقت شدم

وقتي فهميدم عاشقت شدم كه ديگه نيستي

مجيدم؛ وقتي رفتي تازه فهميدم كه چه جواهري رو از دست دادم، هميشه حسرت روزاي از دست رفته رو ميخورم، روزايي كه ثانيه‌هاي با تو بودن رو به يادم مياره، روزايي كه ديگه برنمي‌گرده... ولي تو اون دنيا منتظرتم، اينا رو واست مي‌نويسم كه بدوني هنوزم كه هنوزه دوستت دارم و واست مي‌ميرم، حتي اگه ديگه كنارم نباشي و منو نخواي، تا دنيا دنياست فراموشت نميكنم، واست اينقدر مي‌نويسم تا يه روز بياي و مطالبي رو كه در موردت نوشتم رو بخواني (حرفايي كه هيچ‌وقت بهت نگفتم به خاطر غرورم، ولي واست نوشتم، احساسمو واست بيان كردم) حالا ديگه مطمئن باش كه دوستت دارم، اما چه فايده كه اين كلمه دوستت دارم رو بهت دير گفتم ... وقتي كه ديگه فايده‌اي نداره و تو مال يكي ديگه شدي... افسوس، افسوس و صد افسوس، افسوس و حسرت روزاي از دست رفته، خاطرات من و مجيدم (مجيد نايله)

يادته وقتي مي‌گفتم بهت مجيدم، مي‌گفتي خيلي دوست دارم اين كلمه رو، چون وقتي ميگي مجيدم، يعني مجيد من، احساس مالكيت ميكنم (يادش بخير)

با بغض و حسرت مي‌نويسم اين حرفا رو

ديگه مجيدم نيست، ديگه واسه كي ناز و عشوه كنم، ديگه كي منتم رو مي‌كشه و همش بهم ميگه لوس نشو، بچه‌بازي درنيار...

اون وقتا وقتي بهم مي‌گفتي بچه‌بازي درنيار، همش بدم ميومد و مي‌گفت تو خيلي بزرگي مثلاً !! (اما حالا كه فكر ميكنم مي‌بينم تو راست ميگفتي الان تازه بزرگ شدم و اون موقع بچه بودم و نفهميدم، قدرتو ندونستم)

كاش هميشه راهي (فرصتي) واسه جبران بود... اون وقت بهت ثابت ميكردم كه ناديا بدون مجيد نميتونه دووم بياره ... مثل الان

تموم دل خوشيم، تموم روياهام مجيدم بود... وقتي رفت انگار منم مردم، ديگه توي اين دنيا نبودم، اي خدا چكار كنم كه عشقش، مهرش از دلم بره؟ خدايا يه راه چاره بهم نشون بده، خدايا مجيدم هرجا هست پشت و پناهش باش، درسته بهم نرسيديم، اما دلم هميشه باهاشه، و كسي رو نميتونه جايگزينش كنه، عشق اول و آخرم اول خداست، بعد مامانم، بعد مجيدم...

ز تمام بودنیها، تو یكی از آن من باش

كه به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد...


کی می تونه جای اسمت توی شعر من بشینه ؟

توی این مرثیه امشب جای اسمت نقطه چینه  …

طرح ساده ی نگات , دفتر خاطره هات مثل سایه روی خاک افتاده

بی تو از گریه پرم , لحظه ها رو می شمارم , آسمون بی تو پر از فریاده

آسمون بغضتو بشکن , اون دیگه بر نمی گرده

نفسای گرمش امشب هم نفس با خاک سرده

قاب عکست روبرومه دارم از نفس میفتم

باورم نمیشه اما من برات مرثیه گفتم

****

اتل متل جدایی.

عروسکم کجایی؟

گاو حسن پریشون/

یه دل داره پرازخون/

عشقم که رفت هندستون

/خونم شده قبرستون /

یه عشق دیگه بردار/

اسمشو بزار بچگی

/تاآخر زندگی/

هاچین واچین تموم شد/

عمر منم حروم شد!

شعر رسيده از طرف: آقا مجيد




سه شنبه بیستم دی 1390 |

چه دنياي عجيبيه، اين كه دلم تو رو ميخواد

دل تو با كسي ديگه‌ست، دوست نداره منو زياد

يكي تو زندگيته و بودن من اضافي

گاهي مي‌پرسي حالمو، همين كه باشم كافيه

فرض كن هيچ كي اسممو كنار اسمت نياورد

فرض كن تو اين بازي يكي نفهميد و يكي مُرد

بد نيست، اگه فكر منو بيرون بريزي از سرت

شايد ميخواي بهم بگي ديگه نيام دور و برت

خيلي چيزا هست كه ديگه نيمه تموم مونده حالا

خيلي چيزا رو نميشه بهش بگي يه اشتباه

فرض كن كه هيچ وقت من و تو هيچ جاي دنيا ما نشد

فرض كن كه هيچ صبحي چشمام، تو چشماي تو وا نشد

فرض كن هيچ كي اسممو كنار اسمت نياورد

فرض كن تو اين بازي يكي نفهميد و يكي مُرد...

كم كم واسه ترانه‌هات، واسه تموم لحظات

به فكر قافيه‌هاي تازه باشي بد نيست ...

پس مي‌كشم پامو از اين مثلث

قلب تو راه قلبمو بلد نيست...

+++

گريه نكن ديگه اون نمياد ...

گريه كن تو ميتوني پيش اون نمي‌موني، اون ديگه رفته بسه تمومش كن

گريه كن ته خطِ عشق تو ديگه رفته، تو دلت يكي ديگه نشسته تمومش كن

چشم به راه نشين اينجا، مي‌موني ديگه تنها، گريه نكن ديگه اون نمياد خونه

دست بكش ديگه از اون طفلكي دل داغون، اون ديگه خوشه فكر نكن حالتو مي‌دونه

تنها مي‌موني، آخه اينو مي‌دوني، مثل اون پيدا نميشه

اشكات مي‌ريزه، آخه اون واست عزيزه، توي قلبته هميشه

يادش مي‌افتي، دلت آتيش مي‌گيره، ميگي كاش برگرده پيشم

گاهي نداري، تو بايد طاقت بياري، آخه مي‌دوني نميشه



دوشنبه دوازدهم دی 1390 |

 
 



شنبه دهم دی 1390 |

روز تولد تو ميلاد عشق پاكه

براي شكر اين روز پيشونيم به خاكه



شنبه دهم دی 1390 |

سلام

تولدت مبارك آقاي رحمتي، صد سال به اين سالها، اميدوارم هميشه لبت خندون و دلت شاد باشه ....




سه شنبه ششم دی 1390 |
نظر مردها

 
 
از نظر مردها وقتی:

به مردی احترام میزاری یعنی: بهش علاقه داری/ احترام نمیزاری یعنی بی شخصیت هستی و تربیت خانوادگی نداری !!!
... .
به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی/ جوابش رو نمیدی یعنی امل و ندید بدید و دهاتی هستی !!!
.
لبخند میزنی یعنی جلفی/ نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که قراره تو رو تحمل کنه !!!
.
وقتی حرف میزنی و معاشرت میکنی و از خودت دفاع میکنی یعنی هفت خطی / وقتی سکوت میکنی یعنی منزوی هستی و روابط عمومی خوبی نداری و شاید مشکل روانی داری !!!
.
وقتی گریه میکنی یعنی سست و ضعیفی یا داری اشک تمساح میریزی / گریه نمیکنی یعنی بی احساسی و زنانگی نداری و رفتارت مردونه هست !!!
.
وقتی دوست پسر داری یعنی خرابی هرچند این رو به روت نمیارن/ وقتی دوست پسر نداری دروغ میگی و داری جانماز آب میکشی !!!
.
وقتی قصد ازدواج داری یعنی میخوای یکی پیدا بشه آویزونش بشی و خودت رو بهش بندازی / وقتی قصد ازدواج نداری یعنی داری کلاس میزاری و از خداته که یکی بیاد تو رو بگیره !!!
.
وقتی مردی خیانت کنه همه براش دلسوزی میکنند و میگن: طرف براش کم گذاشت و رفت سراغ یکی بهتر و اون طرف حتی اگه همسرش هم باشه باید مردش رو ببخشه و خودش رو اصلاح کنه! اصلا مرد اگه تنوع طلب نباشه که مرد نیست! / وقتی زنی خیانت میکنه میگن: ای فاسد بی چشم و رو! و گذشتی در کار نیست و اگه همسرش نباشه اسید پاشی و اگه همسرش باشه سنگسار!!!
.
و......و.....و......!!!

و با تمام اینها من یک زنم ! میگم و میخندم و اشک میریزم و میجنگم و عشق میورزم !

و شما هم مرد باشيد! مردی که با تمام مردانگی  تنها یک روز نمیتونه زیر بار این فشارها و قضاوتهای بی ربط به جای یک زن زندگی کنه !
شما مرد باش!
زندگی باید کرد !
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری  سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان
لحظه هایت بی غم ............
روزگارت آرام ........

باران

سه شنبه ششم دی 1390 |
حسنی نگو بلا بگو - تنبل تنبلا بگو

 
ورژن جدید حسنی
nasimk_ashpazonline_weblog_1306695758.jpg
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟ !
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟ !
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه

در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم !
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی زی شد و دوماد شد


دوشنبه پنجم دی 1390 |

رد شدن از تو و عشق تو برام ساده نبود ، ساده نبود

آخه قلب من مثل قلب تو آواره نبود، ساده نبود

تو در و ديوار خونه رو نوشتم، تو كجايي، تو كجايي

ندارم از تو نشوني جز يه دست خط خداحافظي و طعم جدايي، تو كجايي

اين همه تنهايي برام زياده، نزار كه از دست خودم خسته شم

نزار با اين تنهايي خو بگيرم، كاشكي نمي‌شد به تو وابسته شم

اين همه تنهايي برام زياده، تقاص احساست رو از من بگير

تلافي كن هرچي كه بودم باهات، گذشته‌هاي خوب رو از من نگير

حالا قصاصم مي‌كني يا نه

داري عذابم ميدي و يا نه

ميگي كه بخشش كه به ما نيومده

داري شوخي ميكني با ما نه

بيا و دست فراموشي بده

به دروغ فرصت خاموشي بده

اينقد منتظر بمون تا من بيام

واسه شونه‌هام تو آغوشي بده



شنبه سوم دی 1390 |

دخترسیه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه ی پائیز ایران و عروس ایران‌زمين امشب مهمون سفره‌هاي پر مهر خانواده‌هاي ايرونيه \:D/، بياين اين شب قشنگ و رويايي رو با مهر و محبت كنار همديگه بر روي سفره‌هاي پرمهر و محبتمون بنشونيم و با نسل فردا پيوند بزنيم و فراموش نكنيم ايروني بودنمون رو ... o|\~

شب پرخاطره‌اي رو واستون آرزو ميكنم [-O< يلداتون مبارك ... دوستدار آرزوهاي شيرين شما ... ندا @};-



چهارشنبه سی ام آذر 1390 |
کاش گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون و گوشم رو محکم می‌گرفت و داد می زد: آهای !!! بگیر بشین سرجات. اینقده غر نزن همینه که هست .... بعد یه چشمک می‌زد و آروم توی گوشم می‌گفت: غصه نخور همه چی درست میشه

*****

آخرين بار كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه كردم، گفت: من كه دوستت ندارم، پس چرا به من هديه مي‌دهي؟ گفتم بر سر هر گوري صليبي مي نهند، اين صليب را بر گردنت، بالاي قلبت بياويز ، زيرا آنجا گورستان عشق من است!

****

زندگی شطرنج دنیا و دل است قصه پر رنج صدها مشکل است شاه دل کیش هوسها میشود پای اسب آرزوهادر گل است فیل بخت ما عجب کج میرود در سرما بس خیال باطل است مهره های عمر من نیمش رفت مهره های او نمامش کامل است ما نسنجیده پی فرزین او غافل از اینکه حریفی قابل است.

****

خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان ..باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان.. روزی که سرشتند ز گل پیکرشان.. سنگ اندر گلشان بود همان شد دلشان..

****

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟

برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست…



سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 |

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

از طرف: ايمان جوووووووون

****

باز باران با ترانه - مي خورد بر بام خانه - يادم آرد كربلا را - دشت پرشور بلا را - گردش يك

ظهر غمگين - گرم و خونين- لرزش طفلان نالان-زير تيغ و نيزه ها را- با صداي گريه هاي

كودكانه -وندرين صحراي سوزان- مي رود طفلي سه ساله- دل شكسته- پاي خسته-باز

باران قطره قطره- مي چكد از چوب محمل -باز باران با محرم- اشك هاي جاودانه

از طرف: ايمان جووون

****

یخ بسته خنده بر لب مادر هنوز هم
از داغ لحظه ای که جوانش شهید شد

به خونه ی شهدایی من هم یه سر بزنید

وبلاگ ما هر روز ، بروز خواهد شد

منتظر حضور گرمتان هستیم

در سایه سار امن ایمان
پاینده باشید و جاودان

از طرف: بگذار گنام بمانم ...

***

امان از این بوی پاییز و آسمان ابری ،

که آدم نه خودش میداند دردش چیست

و نه هیچ‌کس دیگری ...............

فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود ,

دلت آغوش ِگرمتری می خواهد...!

از طرف: محمد علي جووووون

****

خواب ای دختر آرام
مهتاب
ببین گلهای میخک خسته هستند
تمام اشک هایم تا بخوابی
میان مخمل چشم شکستند
بخواب ای پونه باغ
شکفتن
گل اندوه امشب زرد زردست
هوا را زرد کرده عطر پاییز
فضای پاک ایوان سرد سردست
بخواب ای غنچه بی تاب احساس
فضای شهر شب بو ها طلایی ست
بهار سبز عاشقها خزانست
...

از طرف: دفتر آسمان



یکشنبه بیستم آذر 1390 |
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنه ام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ...
به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !
سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...
... مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ...
خشک شدم ..
---
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ..
ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن !
ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود !!!


یکشنبه بیستم آذر 1390 |

از خدا خواستم يه بار بيام كربلا   پاي ضريح سقا    سر بذارم بميرم

چي ميشه مولا تو اوج اين روضه ها  ميون سينه زنا   حاجتمو بگيرم

مي خوام امشب يك سر پرشور  يك دل دريا

چشم پرخون  لباس مشكي   لباس تقوا

جاي دوري نميره اگه ارباب نگاهم كنه     دلم آروم بگيره تا ابد روبه راهم كنه

 

اومدم اينجا تا منو مهمون كني دردم و درمون كني  با همه آرزوها

با وضو آقا   تو مجلست ميشينم   شايد تو رو ببينم  عمريه اينه رويا

همه عمرم تموم عشقم شده محرم

توي دنيا شال عزاته دارو ندارم

دوباره مادر تو داره ما رو صدا مي كنه     اين شبا خواهر تو نوكراتو دعا مي كنه

 

درد من اينه كه كربلا نبودم           مي سوزه تار و پودم            بدنت بي سپر شد

توي اون غربت           حرمتت و شكستن       آب و به خيمه بستن   حرمت شعله ور شد

دردم اينه كه تشنه لب جون سپردي آقا

من بميرم يه قطره آبم نخوردي آقا

همه اهل حرم شده آوراه از خيمه ها           پيش چشم بچه هات سر تو رفت روي نيزه ها

 

اي ذكر ليم نيزده قرآن                 زينب يارالين لب ره قربان

گوزل مهتابي يا ابي عبدالله             سوسوز اربابي يا ابي عبدالله

يا حسين تقديملرم جان                 ياحسين  جانيم سنه قربان  

اوردوم ياشوري آه چه گلده             گا ناقلاريسان كوفه نلرده

بوجالدي باشيم يا ابي عبدالله  سوسوز گارداشيم يا ابي عبدالله

يا حسين عباسي اوتالدي   يا حسين باشيم يارالاندي

 



شنبه نوزدهم آذر 1390 |

غم هجرت رو با دل سايه گفتن

چه سخته چه سخته
تن سرد آفتاب رو ديدن
رو خط غروب، بي تو تا شب رسيدن
چه غمگينه فصل خزون جدايي
براي گسستن از اين آشنايي
فقط انتظار و فقط ره سپردن
شكست دل و جا گذاشتن، نبردن
دله تنگم از اين سفر بي تو خسته ست
تو غربت دل اسمون هم شكسته ست
تو اين جاده سخت، اين راه تاريك
به هرجا بري، دوريه با تو نزديك
نه پايان نه آغاز
نه اول نه آخر
واسه گريه من
نه دامن نه بستر
چه سخته تو جاده غريبونه رفتن
غم هجرت رو با دل سايه گفتن
چه سخته چه سخته
تن سرد آفتاب رو ديدن
رو خط غروب، بي تو تا شب رسيدن
چه غمگينه فصل خزون جدايي

براي گسستن از اين آشنايي



دوشنبه هفتم آذر 1390 |
سلام بر محرم


سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش
به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش

سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم به كربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم به حال خسته زینب
به بی نهایت داغ دل شكسته زینب

سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل
به ناامیدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم به قد و قامت اكبر
به خشك اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم
به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم

سلام من به محرم به گهواره اصغر
به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم به احترام سكینه
به آن ملیكه كه رویش ندیده چشم مدینه

سلام من به محرم به عاشقی زهیرش
به بازگشتن حر خروج ختم به خیرش

سلام من به محرم به مسلم و به حبیبش
به رو سپیدی عون و بوی عطر عجیبش

سلام من به محرم به زنگ محمل زینب
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب

سلام من به محرم به انتظار رقیه
به پای آبله بسته به چشم تار رقیه

سلام من به محرم به شور و حال عیانش
سلام من به حسین و به اشك سینه زنانش

سلام من به محرم به حزن نغمه هایش
به پرچم و به سیاهی به خیمه های عزایش



یکشنبه ششم آذر 1390 |

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر تو هم نیست که اینگونه غریبیم

 شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم


***

رو می کنم به آينه ... رو به خودم داد می زنم
ببين چقدر حقير شده ... اوج بلند بودنم

رو می کنم به آينه ... من جای آينه می شکنم
رو به خودم داد می زنم ... اين آينه ست يا که منم

...من و ما کم شده ايم٫ خسته از هم شده ايم...
...بنده خاک، خاکِ ناپاک ٫خالی از معنای آدم شده ايم...

...دنيا همون بوده و هست ٫حقارت از ما و منه...
...وگرنه پيشِ کائنات ٫ زمين مثل يه ارزنه...

...زمين بزرگ و باز نيست ٫دنيای رمز و راز نيست...
...به هر طرف رو می کنم ٫راهِ رهايی باز نيست...


...من و ما کم شده ايم ٫خسته از هم شده ايم...
...بنده ی خاک، خاکِ نا پاک ٫خالی از معنای آدم شده ايم...

...دنيا کوچک تر از اونه ٫که ما تصور می کنيم...
...فقط با يک عکس بزرگ ٫چشمامونو پُر می کنيم...

...به روز ما چی اومده ٫من و تو خيلی کم شديم...
...پاييز چقدر سنگينی داشت ٫که مثل ساقه خم شديم...


...من و ما کم شده ايم ٫خسته از هم شده ايم...
...بنده خاک، خاکِ ناپاک ٫خالی از معنای آدم شده ايم...


رو می کنم به آينه ... رو به خودم داد می زنم
ببين چقدر حقير شده ... اوج بلند بودنم

رو می کنم به آينه ... من جای آينه می شکنم
رو به خودم داد می زنم ... اين آينه ست يا که منم

...رو می کنم به آينه...



یکشنبه ششم آذر 1390 |
کاش گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون و گوشم رو محکم می‌گرفت و داد می زد: آهای !!! بگیر بشین سرجات. اینقده غر نزن همینه که هست .... بعد یه چشمک می‌زد و آروم توی گوشم می‌گفت: غصه نخور همه چی درست میشه

***

آخرين بار كه او را ديدم گردنبند صليبي به او هديه كردم، گفت: من كه دوستت ندارم، پس چرا به من هديه مي‌دهي؟ گفتم بر سر هر گوري صليبي مي نهند، اين صليب را بر گردنت، بالاي قلبت بياويز ، زيرا آنجا گورستان عشق من است!

از طرف: كيارش جووووون



چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 |
در فصل خطر امير را گم نكنيد
اين وسعت بي نظير را گم نكنيد
تنها ره جنت ز علي مي‌گذرد
اي همسفران غدير را گم نكنيد


عيد سعيد غديرخم

عيد ولايت و امامت ، عيد کمال دين، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير مومنان حضرت علي (ع) رو به شيعيان وپيروان ولايت تبريك عرض مي‌كنم.



سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 |

یکی بود یکی نبود تو دنیا یه جون خسته بود میون کلبه قلبش دختری نشسته بود روزا با طلوع خورشید پا می شد به یاد اون شبا از بوسه مهتاب سر می ذاشت به خاک اون

پسرک هیچی نداشتش زیر سقف اسمون عاشق دختره بودش با یه قلبی مهربون اما اون دخترک بد فکر شاه پریون دلشو شکست رفت پی شازده ای جون

تک تنها پسرک با کوله بار غم ها خودش و غصه هاشو سپرد به موج دریا دیگه قلب یخ زدش گرمی افتاب نمی خواست تو شبای بی کسی بوسه مهتاب نمی خواست

همه عشق وجودش ارزو هاش همون بود همه بودو نبودش خواستنی هاش همون بود



یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 |

توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

واسه من تنهایی درده درد هیچ کسو نداشتن

هرگل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن

دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم

تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم

 

***

رفیق من سنگ صبور غمهام/ به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم/ چه دنیای رو به زوالی دارم

نه مونده از جوونیام نشونی / پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور / خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست / موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد / سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش / طاقت بیار و مرد باش

صدای سازم همه جا پر شده / هرکی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر شدم از گلایه / هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید / همیشه محتاج به نور خورشید

***

دیگه دنیـــا مال من نیســــت... مال تـوســــت خوبی و شادی و شوقـش مال توســت واســه فــرداشـم منو رنـجی نــده هــر چــی که داره نـداره مال تو ایـن دلــی که بیــقراره مال من نمیـخــوام دنیـامو با تنــهائی هـاش نمی خـوام با غـصه و رنج و غـم هاش هــمه نعمتـهـــای دنیــات مال تو بــدی و خـوبـی فــرداش مال تو دنیــا و هر چی تو دنیـاســـت مال تو هرچی تو امـروز و فــرداست مال تو منــو این قــــلب شکسـتـه مال مـن ایـــن دلــه به غــم نشسـته مال من خـاطــرات عشـــق رفـــته مال من دیــگه چــیزی نمیــخوام از مال تو اینـهمه که غصــــه دادی مال من ..اون امیــدی که ندادی مال من دلـــم از خـدائی تـو هــم گـرفــت ... چـون تمـوم شادیهامو غــم "گرفت امــا تو نــگاه نــکردی به دلـــم. ندیدی تو غصه هام جُون میکنم من دیگه یه عاشـــق پُر از غــمم آره من یه عاشــق پُر از غــمم

+++



چهارشنبه هجدهم آبان 1390 |

من همونم که همیشه

غم و غصم بیشماره

اونیکه تنهاترینه

حتی سایه ام نداره

*

این منم که خوبیاشو

کسی هرگز نشناخته

اونکه در راه رفاقت

همه هستیشو باخته

*

هر رفیقه راهی با من

دو سه روزی همسفر بود

انتهای هر رفاقت

واسه من چه زود گذر بود

*

هر کی با زمزمه عشق

دو سه روزی عاشقم شد

عشق اون باعث زجره

همه دقایقم شد

*

اونکه عاشق بود و عمری

از جدا شدن میترسید

همه هراس و ترسش

به دروغش نمی ارزید

*

چه اثر از این صداقت

چه ثمر از این نجابت

وقتی قد سر سوزن

به وفا نکردیم عادت



چهارشنبه هجدهم آبان 1390 |
خاله شدم بچه‌ها...
چه روز قشنگيه...
اينم عكس جيگر خاله كه اسمش ياسين جووونه، الهي دورش بگردم...


***
يک جفت دستکش
با کلک هاي گرم خز
در پشت تلق صاف و شفاف
در جعبه محصور است
سرما
سرنيزه هايش را
در زير ناخن مي خلاند
انگشت ها آماس ها
را
در جيب ها
از چشم مي دزدند
و چنگ هاي منفعل
در پرده مي مانند
صندوق بسته است
سر نيزه مي خلد
تا مغز استخوان
مشت گره خورده
بر قفل مي کوبد
از طرف: دفتر آسمان


پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 |

 
 





سه شنبه دهم آبان 1390 |

يه دوست پسر هم نداريم بهمون پيشنهاد بيشرمانه بده حتي ماهم كلي كولي بازي در بياريم

يه دوست پسر هم نداريم بهمون قول شرف بده كه صبح جمعه از خوابش ميزنه و ميريم بيرون

يه دوست پسر هم نداريم به انداره مصرف يه هفته‌مون از ماشينش دستمال كاغذي برداريم

يه دوست پسر هم نداريم مجبورش كنيم اسم مارو رو بازوش خالكوبي كنه

يه دوست پسر هم نداريم با وضع فجيع بريم بيرون همه بگن تو چرا اين شكلي شدي بگيم اوني كه بايد بپسنده پسنديده

يه دوست پسر هم نداريم قاصدك ببينيم

يه دوست پسر هم نداريم تو خيابون گربه ببينيم بپريم بغلش بگيم واي ببخشيد از ترس بود...

از طرف: زهره جووووووووووووووووووووووووووون

**********

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده ریچارد ...
......................................................
بردم داداشم رو رسوندم کلاس،برگشتم … مامانم میگه رسوندیش؟ پَ نه پَ انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه …
......................................................
دوستم مادرم اومده میگه حاج خانوم آقا پسر پسرتون هستن.مادرم گفت بله...گفت ماشا اله چه بزرگ شدن ازدواج کردن.... پـَـــ نــه پـَـــ می خواستی کوچیک بمونم تا دختر تو بزرگ بشه بیان اونو بگیرم...

از طرف: محمدعلي جوووووووون



دوشنبه نهم آبان 1390 |

سالروز ازدواج پرشكوه و پرخير و بركت اميرالمومنين علي(ع) و بانوي گرامي حضرت فاطمه زهرا(س) بر شيعيان مبارك و ميمنت باد... باشد كه ازدواج اين دو عزيز بزرگوار الگويي باشد براي تمامي زوج‌هاي جوان


شنبه هفتم آبان 1390 |
شهادت جوادالائمه(ع) باب‌الحوائج رو به همه شيعيان و دوستاي گلم تسليت ميگم...

***
اشکایی که بی هوا روگونه هام میریزه
ابری که از همه خاطره هات لبریزه
دلی که میخواد بمونه تنی که باید بره
حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه
مثه تنهایی میمونه با تو همسفر شدن
توی شهر عاشقی بیخودی در به در شدن
حال و روزمو ببین تا که نگی تنها رفت
اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت
بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بیخیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه
از طرف: محمدعلي جوووووووووووون
***
هر چند دل از دست نگاهت گله کم داشت عاشق شدنت یک دل پُر حوصله کم داشت شش مرحله طی کرد ، دلم از نفس افتاد تا مرز رسیدن به تو یک مرحله کم داشت در غیبت روی تو چه مشکل سپری شد این فصل بهاری که گل و چلچله کم داشت آبادی تو یک غزل نادره می خواست ویرانی من تهمت یک زلزله کم داشت می گفت شبی شاعر دلگیر جنوبی آوای دل انگیز تو را ، اسکله کم داشت این عابر لب تشنه چنین ساده نمی مرد تا چشمه ی چشمانت اگر فاصله کم داشت
از طرف: زهرا جووووووووووون


جمعه ششم آبان 1390 |

 

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود