تبليغاتX
دختر آسمان

دختر آسمان

فرشته پاكي‌ها

 
 
About Me

توجه توجه توجه
يا رب دل دوستان پر از غم نكني
با تير بلا قامت ما خم نكني
اي چرخ تو را به قرآن سوگند
يه مو ز سر عزيز ما كم نكني

با سلام و خسته نباشي خدمت شما دوست گلم (پسر يا دختر) ...
من ندا هستم از همدان. متولد 27 بهمن 1365
اول از همه در مورد قالب این وبلاگ به شما دوستان عزيز و گرامي بگم كه قالب اين وبلاگ رو آقای مسعود رضایی زحمت كشيدن كه من هم به اندازه یه دنیا ازشون سپاسگزارم.
اگه دوست داشتين يه قالب مثل قالب وبلاگ من داشته باشين يا هر قالب ديگه به سليقه خودتون، مي تونين به سايتش مراجعه كنيد كه واستون لينكش رو گذاشتم.

دوم اينكه به همه دوستانی که وبلاگم رو تا امروز خوندن و دنبال کردند، خسته نباشيد گرمي مي‌گم و از همشون ممنونم.
خيلي لطف كردين اومدين. قدم رو چشام گذاشتين. اومدن شما به اين وبلاگ دلگرمي بس عظيمي به من هديه مي‌كنه و اين باعث مي‌شه كه من بتونم به خاطر حضور شما عزيزان و به همت خودم اين وبلاگ رو به‌روز كنم.

از تمومی شما عزیزان متشکرم.

خیلی دوستتون دارم.

امیدوارم با نظرات بعدی خودتون من رو بیشتر راهنمایی کنید...

خوشحال می شم از اینکه در مورد وبلاگم انتقاد كنيد و اگه مطلب قشنگ و خوندني يا عكس جالب و رمانتيك داريد به ايميلم بفرستين... سعي مي‌كنم از همشون به نحو احسن استفاده كنم و اگه قابل نمايش دادن بود توي وبلاگم به نمايش در بيارم با اسم و نشوني خود شما عزيزان...

ببخشيد سرتون رو درد آوردم... اگه مايل هستيد مي‌تونيد به وبلاگم سر بزنيد و آرشيو ماههاي قبل رو هم ملاحظه كنيد و بخونيد...

اميدوارم خوشتون بياد ...

دوستدار همتون ....

ندا ....

My Blog
My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link

دست نوشته هاي پسري ايراني
شهر 2008
كوي عشق
loveless
اولين وب سايت بين‌المللي كودكان و نوجوانان
شلوووووغ پلووووووووووووغ
بهار ما عاشقانه ها
magic pc
ابزارهاي جديد
دوره‌گرد
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
ماه آسمونی
يونس
رسپينا
بزرگترين مرجع عكس رپ فارسي
سهيلا و بهاره
آهنگهاي روز
تك آهنگهاي فول
اسیر عشق
پسر پاییزی
F@riborz
آلاچيق عشق
سرسپرده (دانلود موزيك)
دانلودكده موزيك
در كوي عشق شوكت شاهي نمي‌خرند
2دوست
مانكن ها- عكس جديد
شكست خوردگان عشق
دختر احساس
شب نوشته هاي مازيار
.::دانلود کده ی +19::.
طاها
سايت براي آپلود كردن
مسيح
فال حافظ
تنهايي
مجنون از ياد رفته
جایی برای با هم بودن
رز بيابان
***H.R.S***
شهر فرنگ از همه رنگ
×دخترک تنها×
بزرگترین وبلاگ تفریحي
PRSS
خطي كه از دل بر مي خيزد
تك ستاره عشق سبز
بمان اي آشناي قلب خسته كه بي تو
......::دل تنگ و تنها::.......
چتر خيس
تنهاترين تنهاي عالم
هر چي مي خواهد دل تنگتن بگو
تو را من چشم در راهم
رویای عشق (عاشقانه های هومن)
مالدینی پسری مستقل
بزرگترین وبلاگ تفریحی
خاطرات BaX pOnAk
† روح سرگردان ...
دختر بهار
ترانه هاي عاشقونه
گناه اصلي (پسر پاييزي)
بگرد و حال كن
گاه برای ساختن باید ویران کرد
آینه های روبرو
prss
كنگاور شهر تمدن و تدين
انسانم آرزوست
تفریحی و سرگرمی و دانلود اهنگهای جدید
مد و فشن/ عكس بازيگران
وب دوست داشتني
مرجع دانلود آهنگ ***دان***
خط خطي
" اموزش فاركس"
سايت ناياب آنلاين
دلشکسته

Template By

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنین
 
 
دوشنبه هجدهم آبان 1388
اگه يه روز تنها شدي ...

ديگه ندارم طاقتي، ديگه نمونده فرصتي

بزار يه كم نگات كنم، شايد نباشه مهلتي

بزار كه آخرين نفس، با دل خوش رهات كنم

غروب راه جاده‌ها، شايد بشه نگات كنم ...

شايد بشه يه بار ديگه، تو رو توي آغوش بگيرم

به من بگي دوستت دارم، جلوي چشمات بميرم

سر روي شونت بزارم، پا روي قلبم نزاري

اشك تو چشات حلقه بشه، به من بگي دوستم داري

اما همش خياله كه تو رو دوباره ببينم

اگه كه پيشم نباشي، تو اوج غربت مي‌ميرم

اگه يه روز تنها شدي، چشمات به جاده‌ها ندوز

بدون كه يكي منتظره، يكي دوستت داره هنوز...

شايد بشه يه بار ديگه، تو رو توي آغوش بگيرم

به من بگي دوستت دارم، جلوي چشمات بميرم ...

+ نوشته شده در  ساعت 18:9  توسط Neda  |   
 
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
دوستت دارم ...

وقتي كه عاشقم شدي، كار ديگه‌اي ندارم

جز اينكه هر چي دوست داري، روي سر و چشمات بزارم

وقتي كه عاشقم شدي، هر جا بگي ميام باهات

اگه كه جونم رو بخواي، دو دستي مي‌كنم فدات ...

مي‌خوام يه چيزي بهت بگم، بگو جايي جار نزني

عاشقتم، دوستت دارم، هميشه تو قلب مني ...

اگه يه روز عاشق بشي، ناز چشات رو مي‌خرم

يه عمره كه تو كوچه‌ي نگاه تو در به درم

جايي نمي‌ره اگه تو، قلبم رو قابل بدوني

من از تو دل نمي‌كنم، بگو هميشه مي‌موني

بگو هميشه مي‌موني ...

عشقت توي قلبم داد مي‌زنه، شب تو و من با تو روشنه

اگه راضي بشي بموني كنارم، من كه آرزويي به جز اين ندارم

من مي‌خوام با تو عاشق شباي مهتابي باشم، نمي‌خوام بي كس و تك و تنها باشم

مي‌خوام عاشق باشم با تو سفر كنم، مي‌خوام خلوتم رو با تو تازه‌تر كنم ...

مي‌خوام يه چيزي بهت بگم، بگو جايي جار نزني

عاشقتم، دوستت دارم، هميشه تو قلب مني ...

I Love You

+ نوشته شده در  ساعت 17:51  توسط Neda  |   
 
دوشنبه یازدهم آبان 1388
نمي‌دونم كه مي‌دوني ...

چشمام رو ببين، دستام رو بگير

نگو ديره نگو كوچيك و كم بودي

مغرور از همو، نه دور از همو

من و تو مال هم، قسمت هم بوديم ...

نمي‌دونم كه مي‌دوني، بدون تو نمي‌تونم

نمي‌دونم كه مي‌دوني، تو نباشي نمي‌مونم

نمي‌دونم بدون من، مي‌توني يا نمي‌توني

تو مي‌توني كه دستات رو به دست من برسوني

منو اون جوري كه هستم بشناس

با يه دنيا احساس، تو رو اون جوري كه هستي مي‌خوام

ديگه نه واسه‌ي روياهام ...

نمي‌دونم كه مي‌دوني ...


+ نوشته شده در  ساعت 16:59  توسط Neda  |   
 
یکشنبه دهم آبان 1388
حرفات همش دروغه ...

اين روزا روزگارم مي‌گذره اما بي تو

تو زير پات گذاشتي تنها اميد و عشق رو

نمي‌خوام حتي ديگه، تو لحظه‌هام بموني

تو ديگه واسم تمومي، ديگه بايد بدوني ...

حرفات همش دروغه، ديگه تو نيا سراغم

واسه فرار از تو، دنبال راه چاره‌ام...

حرفات همش دروغه، من ديگه تو رو نمي‌خوام

يادم نمونده اسمت، بي تو چه خوبه دنيا ...

حالا ديگه قصه ما تمومه، خيال كردي كه بعد تو مي‌ميرم

مگه توي خوابت منو ببيني، كه ديگه من به عشق تو اسيرم ...

پرونده تو و من، بسته شده عزيزم

شبا فكر عشق تو، بازم مياد هنوزم

از اين و اون شنيدم، دنبال من مي‌گردي

از ياد من تو رفتي، بهتره برنگردي ...

حرفات همش دروغه ...

+ نوشته شده در  ساعت 16:59  توسط Neda  |   
 
شنبه نهم آبان 1388

بکارتِ نگاهت

در نظر گاهِ پیکری

پاره می شود

که تندیسِ ابتذالی

بیش نیست !



سرنوشت ،

از اشک هایت

آب می رود

آسمانِ آرزوهایت

کوتاه می آید

و

تو هنوز

کنارِ کلبه ی کوچکِ ساحل

طلوع را

نه با برآمدنِ خورشید ،

که از ساعتِ کهنه ی دستانِ کوچکت

حدس می زنی ...

از: آقا سامان

+ نوشته شده در  ساعت 17:30  توسط Neda  |   
 
شنبه نهم آبان 1388
سرنوشت ...

حالا كه تو هستي كنارم، غصه‌اي ندارم

لحظه به لحظه عمرم رو، هديه از تو دارم

از پس سرنوشت زمونه، ما رو آشنا كرد

خوشبختي توي دنيا، تا كه رو به ما كرد

ديدن چشماي تو، واسم آرزو بود

بدون تو آرزو نقش بر آب بود ..

نقش بر آب بود ...

حالا كه تو هستي كنارم، غصه‌اي ندارم

لحظه به لحظه عمرم رو، هديه از تو دارم...

عاشق با تو بودنم، نگو نمي‌شه

دستات رو تو دستم بزار، واسه هميشه

حالا خوشبخت‌ترين آدم روي زمينم

بدون عمرم تمومه، اگه تو رو نبينم

اگه تو رو نبينم ...

+ نوشته شده در  ساعت 16:52  توسط Neda  |   
 
جمعه هشتم آبان 1388

سال ۸۲-۸۳ بود که من با دوستان دوره هنرستانم فارغ التحصیل شدیم یعنی دیپلم گرفتیم.

من و دوستام واسه اینکه یه روزی دوباره همدیگه رو ببینیم تصمیم گرفتیم یه روزی رو تعیین کنیم که هیچ وقت یادمون نره و هر جای دنیا که بودیم دوباره دور هم جمع بشیم. یکی از دوستام گفت باید یه روزی رو بگیم که همیشه یادمون باشه حتی اگه سرمون شلوغ بود و کار داشتیم و چیزی یادمون نبود. باید یه روز رند رو انتخاب می کردیم و به پيشنهاد دوستان  ۸/۸/۸۸ كه خيلي رند بود رو انتخاب كرديم و يه جاي مشخص رو و ساعت مشخصي قرار گذاشتیم.

جالب اینه که این قرار ما همزمان با تولد امام رضا (ع) افتاده... چه روزي خوب و پر بركتي هم هست.

من رفتم اما افسوس كه هیچ کدومشون نيومدن ... یادشون نبود... انگاری دست تقدیر بد جوری همشون رو گرفتار خودش کرده و هر کس به فکر مشغله کاری و درگیری زندگیشه...

خلاصه اینکه این پست رو گذاشتم واسه دوستام... اگه اومدن و یه روزی این پست رو خوندن بدونن من (ندا) بی معرفت نبودم و این روز رو از یاد نبردم و اومدم سر قرار که همکلاسی های دوران هنرستانم رو ببینم و خاطرات اون دوران باز برامون تداعی بشه اما شما یادتون رفتش این روز رو....

به هر حال هر جای دنیا که هستین امیدوارم سالم و سرحال و خوشحال باشین در کنار خانواده خوبتون...

دوستای گلم این رو بدونین خوشبختی و پیروزی شما مایه سرافرازی منه... هرگز از یاد نمی برمتون...

عيدتون هم مبارك باشه...

دوستدار همیشگی شما ...

ندا

+ نوشته شده در  ساعت 22:9  توسط Neda  |   
 
جمعه هشتم آبان 1388
میلاد امام رضا (ع) بر شما دوستان گلم مبارک


زائری بارانیم آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

میلاد با سعادت امام رضا (ع) مبارک...

+ نوشته شده در  ساعت 21:54  توسط Neda  |   
 
جمعه هشتم آبان 1388

من رقص دختران هندي را از نماز والدينم بيشتر دوست دارم ، زيرا آنان با عشق مي رقصند ، ولي والدينم به عادت عبادت مي کنند. (دکتر شريعتي)
من ترجيح مي دهم با کفش هايم راه بروم و به خدا فکر کنم ، تا اينکه در مسجد بنشينم و به کفش هايم فکر کنم. (دکتر شريعتي)

 

از: آقا سیامک

+ نوشته شده در  ساعت 21:52  توسط Neda  |   
 
چهارشنبه ششم آبان 1388
سلول عشق ...

اسكله ناز چشات، حريم هم دقايقم

تو ساعت يه ربع به عشق، عقربه دقايم

گرمي دستاي تو رو، به صد تا دنيا نمي‌دم

هر وقت كه يارم تو بودي، بي كسي رو نفهميدم

تو بند دل سلول عشق، حبس نگات رو مي‌كشم

ولي بازم رو ميله‌هاش، عكس چشات رو مي‌كشم

آي قصه بي سر و ته، شعر بدون قافيه

براي من يه بي صدا نبودن تو كافيه ...

+ نوشته شده در  ساعت 17:53  توسط Neda  |   
 
سه شنبه پنجم آبان 1388
تركم نكن...

نرو نرو تركم نكن بگو چرا دلگيري

زجرم نده اي نازنين مگه دوستم نداري ...

نازگلكم بهار، خوشگلكم بهارم

خبر نداري بي وفا، برات چه بي قرارم ...

برات چه بي قرارم ...

چشمونت رو ازم نگير، به خدا دل تو دلم نيست

بهاره جون دوستت دارم به خدا دست خودم نيست...

...

تو گفتي كه دوستم داري، تو جون تو دنيا داري

تنهام مي‌زاري پس چرا، مگه ازم بيزاري ...

+ نوشته شده در  ساعت 17:7  توسط Neda  |   
 
دوشنبه چهارم آبان 1388
تو مي دوني ...

تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی حالا تو رفتی من اینجا تنهام

یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام

خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم

چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته

رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته

شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده

ولی میدونم تو آسمونا قصه مارو یکی شنیده

تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم

باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم

چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته

رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته

+ نوشته شده در  ساعت 13:31  توسط Neda  |   
 
شنبه دوم آبان 1388
آتيش بازي

ميون آتيش بازي چشماي تو قدم زدم

شايد كه باورت بشه معني عشق و بلدم

نگاه تب دارمو تو چشمهاي تو جا ميذارم

به خاطر ديدن تو پنجره  رو وا ميذارم

يه معني تازه ميدي ، به شعر دل سپردگي

با تو چه سبز و روشنم  بي تو محال زندگي

+ نوشته شده در  ساعت 18:36  توسط Neda  |   
 
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388
بنویس

بنویس از سر خط بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست

بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

اون که گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده

دیگه صداش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده

بنویس از سر خط بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست

بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست

اون که گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده

دیگه صداش نکن بذار خودش بیاد دنبالت بگرده

دیگه گریه نکن آخه اشک تو باعث شادی اونه

دیگه به پاش نسوز آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه

اگه می خواست می موند حالا که رفت و غصش رفته زیادم

اگه پیشم می موند می دید جزء اون به هیچکی دل نمی دادم

+ نوشته شده در  ساعت 18:5  توسط Neda  |   
 
سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388
بگو منو کم داری

یه نیمکت تنها یه شعله خاموش

یه لحظه یک رویا منو تو در آغوش

یه یادگار از عشق رو تن درخت پیر

یه قصه کوتاه ای وای از این تقدیر

بگو منو کم داری بگو بگو کمی غم داری بگو

بگو تو هم بی قراری یه لحظه آروم نداری

مثل یه ابر بهاری بگو که هر شب می باری

بگو دلت برام تنگ شده همون دلی که میگن از سنگ شده

بگو دیگه طاقت نداری اشک روی چشمات بیاری

بگو منو کم داری ...

+ نوشته شده در  ساعت 17:10  توسط Neda  |   
 
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388
نمي تونم ...

من تو رو دوست داشتم مثل دريا

تو هم گفتي واست مي‌شم مثل پريا

هر روز سنگ صبور، تو بودي برام

رفتي تو با ديگران، آرزو بودي برام

مي‌گفتي تا منو داري هيچ وقت غم نداري

منم مي‌گفتم تو با من هيچي كم نداري

منو باش كه فكر مي‌كردم مي‌موني برام

منو باش كه فكر مي‌كردم مي‌خوني باهام

اما حالا مي‌بينم اينا همه خواب بوده

آرزوهامون همه بر باد بوده

ولي اون رفته من ديگه خواب ندارم

بدون اون من ديگه تب و تاب ندارم

يعني اينقدر واسه تو بي ارزش بودم

همسفر عشق بودم مردش بودم

ولي چرا چشماي من خيس و اشكيه

مثل هميشه دنيا واسه من مشكيه

...

اون كه يه وقتي تنها كسم بود

تنها پناه دل بي كسم بود

تنهام گذاشت و رفت از كنارم

از درد دوريش من بي قرارم

خيال مي‌كردم پيشم مي‌مونه

ترانه عشق واسم مي‌خونه

خيال مي‌كردم يه همزبونه

نمي‌دونستم نامهربونه

...

به خودم مي‌گم اونكه رفته برمي‌گرده

وقتي پيشم نيستي دستم سرد سرده

آخه چرا گرفتي منو به بازي تو

نمي‌توني قلب شكسته رو بسازي تو

اگه اين رسمشه پس لعنت به من

فقط مي‌خوام بياي و بگي علت به من

يادته كه با هم مي‌شديم چشم تو چشم

گفتي با كسي نباش گفتم چشم رو چشم

با من نموندي، دل رو سوزوندي

عشق پاك رو توي چشماي من تو نخوندي

شايد يه حسود بدبخت چشم زده ما رو

كاري نكردم كه بخشش كني منو

مي‌خواستيم با هم بريم به شهر عشق

اما حالا فرار شدي از شرّ عشق

با تو بودن منو مي‌برد به اون بالاها تو اشك

بي تو افتادم مُردم اين پايينا رو فرش

...

با اينكه كه رفته، اما هنوزم

از داغ عشقش دارم مي‌سوزم

فكر و خيالش همش باهامه

هر جا كه مي‌رم جلوي چشمامه

جلوي چشمامه ...

دلم مي‌خواد تا دووم بيارم

رو درد دوريش مرهم بزارم

اما نمي‌شه راهي ندارم

نمي‌تونم من طاقت بيارم

نمي‌تونم من طاقت بيارم ...

...

اون كه يه وقتي تنها كسم بود

تنها پناه دل بي كسم بود

تنهام گذاشت و رفت از كنارم

از درد دوريش من بي قرارم

خيال مي‌كردم پيشم مي‌مونه

ترانه عشق واسم مي‌خونه

خيال مي‌كردم يه همزبونه

نمي‌دونستم نامهربونه

+ نوشته شده در  ساعت 17:56  توسط Neda  |   
 
یکشنبه نوزدهم مهر 1388
تف به روت ...

بگو دنبال چي بودي؟ اون چي بود كه من نداشتم

از اين عالم چي مي‌خواستي، كه به زير پات نذاشتم

تو منو بازي مي‌دادي، تو غرورمو شكستي

تو هوس‌بازي مي‌دونم، تو يه عاشق نمي‌خواستي

تف به روت، به اون روي سيات، ازت بدم مياد

ازت بدم مياد ...

تف به روت، به اون رنگ و ريات، تف به اون همه قشنگيات

ازت بدم مياد، ازت بدم مياد ...

دل به حرفاي كي بستي، پاي عشق كي نشستي؟

اين روزا كه بي كسم من، تو توي آغوش كي هستي؟

عشق من به تو تمومه، دلم اين عشق رو نمي‌خواد

آرزوم فقط همينه، خبر مرگت بياد

تف به روت، به اون روي سيات، ازت بدم مياد

ازت بدم مياد ...

تف به روت، به اون رنگ و ريات، تف به اون همه قشنگيات

ازت بدم مياد، ازت بدم مياد ...

دلم گريه مي‌خواد، دلم گريه مي‌خواد

چرا هر چي بلاس، سر دلم مياد...

+ نوشته شده در  ساعت 14:14  توسط Neda  |   
 
دوشنبه سیزدهم مهر 1388

اگر خدا کفیل روزی است غصه برای چه

اگر رزق تقسیم شده حرص چرا

اگر دنیا فریبنده است اعتماد به آن چرا

اگر بهشت حق است تظاهر به ایمان چرا

اگر قبر یک حقیقت است ساختمانهای مجلل چرا

اگر جهنم راست است اینهمه ناحق کردن چرا

اگر حساب آخرت وجود دارد جمع مال حرام چرا

اگر قیامتی هست خیانت به مردم چرا

اگر دشمن انسان شیطان است پیروی از او چرا

از: علي آقا (بچه بندرعباس)
+ نوشته شده در  ساعت 18:21  توسط Neda  |   
 
شنبه یازدهم مهر 1388
اينو زدم تا بدوني ...

اينو زدم تا بدوني، موقع رفتنت نبود

خدانگهدارت باشه، گرچه دلم راضي نبود

حق نداري كه بگذري، از حق من به سادگي

زدم كه يادت بمونه، هر جا مي‌ري بايد بگي

اينو زدم اما دلم، كه از تو دل نمي‌كنه

واي بميرم رو صورتت، جاي انگشتاي منه

گريه نكن عزيز من، الهي دستم بشكنه

اما بدون هر جا بري، خاطرت مال منه

برو ولي بدون كه من، مي‌مونم توي حسرتت

آره الهي بشكنه دستي كه خورد تو صورتت

قربون گريه‌هات برم، رفتنتم به دل نشست

بايد پياده شيم گُلم، قايقمون به گِل نشست ...

اينو بدون فدات بشم، تو بدترين وضعيتم

اينو زدم تا بدوني، از دست تو ناراحتم

تصميمت رو عوض نكن، اگه مي‌خواي بري برو

درسته كه زدم ولي، خيلي دوستت دارم تو رو

الهي قربونت برم، خيلي بودي برام عزيز

از پيش من برو ولي خاطره‌هامو دور نريز

از پيش من برو ولي خاطره‌هامو دور نريز ...

اينو زدم اما دلم، كه از تو دل نمي‌كنه

واي بميرم رو صورتت، جاي انگشتاي منه

گريه نكن عزيز من، الهي دستم بشكنه

اما بدون هر جا بري، خاطرت مال منه

اگر چه خيلي داقونه، حرمتي داره اين خونه

زدم كه جاي حلقمون، رو صورتت خونه كنه

الهي قربونت برم، اشكات آتيشم مي‌زنه

آخ روي ماهش رو ببين، الهي دستم بشكنه

اينو زدم داري مي‌ري، يادت باشه مردي داري

زدم ولي يادم نبود، بخوام نخوام بايد بري

اينو زدم ياد بگيري، اگرچه قيدمو زدي

وقتي كه مي‌پرسم كجا، جواب سر بالا ندي ...


+ نوشته شده در  ساعت 18:46  توسط Neda  |   
 
جمعه دهم مهر 1388

اين شعر تقديم به كسي كه تموم وجود منه ...

دوستش دارم ...

در كشور هيچ كس رهبر نيست

هيچ شاهي به گدا سرور نيست

[گل]
چشم چشم دو ابرو، نگاه من به هر سو، پس چرا نيستي پيشم؟ نگاه خيس تو كو ...؟
گوش گوش دو تا گوش، دو دست باز، بيا بگير قلبمو، يادم تو را فراموش ...؟
چوب چوب يه گردن جايي نري تو بي من... دق مي‌كنم مي‌ميرم، اگه دور بشي از من ...
دست دست دو تا پا، ياد تو مونده اينجا، يادت مياد كه گفتي: بي تو نميرم هيچ جا...؟
من من يه عاشق ... همون مجنون سابق ...

+ نوشته شده در  ساعت 20:21  توسط Neda  |   
 
جمعه دهم مهر 1388
قسمت نبود ...

خودت مي‌دوني، مي‌دونم دليل رفتنت چي بود

اما مي‌تونستي نري، چرا مي‌گي قسمت نبود ...

چرا مي‌گي قسمت نبود ...

اگه قسمت نبود چرا تو موندي، خدا چرا ما رو به هم رسوندي

اگه مي‌دونستي يه روزي مي‌ري، چرا روزا رو تا اينجا كشوندي

چرا روزا رو تا اينجا كشوندي ...

چي بودم، چي شدم، به خاطر تو... ولي پشت دلم رو خالي كردي

حالا اسمت مياد گريم مي‌گيره، نمي‌دوني كه با دلم چي كردي

اگه در حق تو خوبي نكردم، بدون كه خالي بود دستاي سردم

ولي من در عوض هر چي كه بودم، با احساسات تو بازي نكردم

با احساسات تو بازي نكردم ...

اگر چه مي‌دونم دوستم نداري، به هر در مي‌زنم تنهام نزاري

اگر پاي كسي هم در ميونه، بزار اسمت اقلاً روم بمونه

بزار اسمت اقلاً روم بمونه ...

دم آخر بزارم دست روي دستام، بزارم بهت بگم دردم چي بوده

فقط لطفي كن و حرفام رو بشنو، شايد ديگه نگي قسمت نبوده

شايد ديگه نگي قسمت نبوده ...

اگه تصميم رفتن رو گرفتي، ببخش اگه پشيمونت نكردم

آره من واسه تو كم بودم اما، با احساسات تو بازي نكردم

با احساسات تو بازي نكردم ...

+ نوشته شده در  ساعت 20:6  توسط Neda  |   
 
شنبه چهارم مهر 1388
قرار تنهايي....

قرار تنهايي ما، روز جدايي فردا بود

خلاصه فردا واسه شروع كل دردا بود

فردا قرار بود من و تو، از همديگه جدا بشيم

فردا قرار بود همدم گريه بي صدا بشيم

از تو چه پنهون گل من، من خيلي وقته بي توام

ديروز و فردا نداره، برام چه سخته بي‌توام

يادش بخير قلب تو بود، براي من سنگ صبور

مي‌خواستم عاشقت كنم، هر جور شده حتي به زور

حالا كه نيستي لااقل، تسكين به قلب من بده

اون كه نخواست پيشم باشي، حالا كجاست صبرم بده

چه جوري باور بكنم رقيب من نازت كنه

شبا كنارت بخوابه از خواب بيدارت كنه ...

**

يادته كه زير بارون، تو دعا كردي بميرم

منم قول دادم كه ديگه، عكستو بقل نگيرم

تو دعات گرفت و مُردم، اما عاشقم هنوزم

با همون يه قاب عكست، مي‌گذرونم شب و روزم

لحظه‌هاي آخر تو، مي‌ره از يادم به سختي

بدرقت اومدم اما، دست تكون ندادي رفتي

يه دلخوشي دارم هنوز، حالا كه دارم مي‌ميرم

هر وقت كه بارون بباره، تو رو كنارم مي‌بينم

نگاه به چشم خيس من، به عشق پاكم نكنيد

رفيق من رفته سفر، چند روزي خاكم نكنيد

**

شايد خوشش نياد كه من تو خاك و خون پيراهنم

مُردم چرا نمي‌ياد، با گل سرخ به ديدنم

توقع مي‌ميرم، حداقل نگاه كنه

حتي نيومد لحظه‌اي با جسم من وداع كنه ...

با جسم من وداع كنه ...

+ نوشته شده در  ساعت 19:19  توسط Neda  |   
 
چهارشنبه یکم مهر 1388
ديگه مجبور نيستي ...

ديگه مجبور نيستي هر جا كه ميري، ازم اجازه رفتن بگيري

ميشه با هر كي مي‌خواي بجوشي، اصلاً هر چي دلت مي‌خواد بپوشي

ميشه به هر كي كه مي‌خواي دل ببندي، يا با غريبه‌ها بگي بخندي

وقتي دير مي‌كني يا مي‌ري جايي، ديگه نيستم بهت بگم كجايي

ديگه نيستم بهت بگم كجايي ....

نرو تنهام نزار با درد و غم‌هام، اگر چه دلخوري از خيلي حرفام

به قرآني كه از سايش گذشتم، به مرگ هر دو تامون خيلي تنهام

نگو مي‌بينمت يه روز ديگه، آخه احساس من اينو نمي‌گه

نمي‌تونم قبول كنم نباشم، تر و خشكت كنه يه مرد ديگه

تر و خشكت كنه يه مرد ديگه ....

خداحافظ هميشه بهتر از من، هميشه يا كه هر جا سر تر از من

تو چشمات بهترين بودم تو دنيا، نمي‌ديدي اگر چه كمتر از من

خداحافظ كه رفتم بي بهونه، از اين خونه دلم بدجوري خونه

به جاي سر بروي شونه من، تو يادم خاطرات تو مي‌مونه

تو يادم خاطرات تو مي‌مونه ...

اگه كوه طلا واست بياره، اگه دنيا رو زير پات بزاره

بازم دستاي خاليم خوب مي‌دونن، كه هيچ كي قد من دوسِت نداره

گُلت خشك نشد ولي هرگز نُمرده، زمان بوي تو رو از خونه برده

دلم خوش مياي يه شب تو خوابم، ولي چند ماهه كه خوابم نبرده

داري ميري ولي پيشت مي‌مونم، واست هيچي نبودم خوب مي‌دونم

ولي من در عوض هر جا كه باشم، واست تا آخر عمرم مي‌خونم

واست تا آخر عمرم مي‌خونم ...

**

شايد خيلي چيزا مي‌خواستي اما، منم هيچي نداشتم پات بريزم

اونقدر بغضم رو پنهون كردم از من، او اون روزي كه تو رفتي مريضم

قديما يادمه مي‌رفتي جايي، هميشه يه خداحافظ مي‌گفتي

چقدر آسون شدم باهام غريبه، بازم پشت سرم چيزي شنفتي

الان داغي نمي‌فهمي چي مي‌گي، مديوني اگه يادم بيفتي ...

+ نوشته شده در  ساعت 13:45  توسط Neda  |   
 
دوشنبه سی ام شهریور 1388
داغونم نكنيد...

من خيلي داغونم گلم، تو ديگه داغونم نكن

من خيلي از تو بدترم، تكيه به شونه‌هام نكن

برو كه وقتش بري، برو كه خيلي دلخورم

برو برو حتي تو رو، دست خدا نمي‌سپارم

با بي خياليت منو نسوزون، حالا كه مي‌ري نشو پشيمون

مگه نگفتي دوسم نداري، چرا نمي‌ري تنهام بزاري

دلم با جمله‌هات آروم نمي‌شه، برو ديگه برو واسه هميشه

اگه مي‌گي واست فرقي نداره، چرا چشماي تو باروني ميشه

دلم مي‌خواست بازم طاقت بيارم، بازم هر چي كه شد به روت نيارم

ولي حالا كه حرف رفتن افتاد، برو ديگه باهات كاري ندارم ...

برو كه وقتش بري، برو كه خيلي دلخورم

برو برو حتي تو رو، دست خدا نمي‌سپارم

با بي خياليت منو نسوزون، حالا كه مي‌ري نشو پشيمون

مگه نگفتي دوسم نداري، چرا نمي‌ري تنهام بزاري ...

چرا نمي‌ري تنهام بزاري .....

+ نوشته شده در  ساعت 17:46  توسط Neda  |   
 
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
آواره ...

بيچاره من كه بعد تو آواره مي‌شم

باورم نمي‌شه كه رفتي از پيشم

روزا مي‌گذشتن برام اما به سختي

اومدم به ديدنت اما تو رفتي

چاره درد من مرگم رسيده

اينجا حتي قبله‌ام صبرم نمي‌ده

اومدم نزارم عشقتو ببازي

اما اين رسمش نبود مهمون‌نوازي

آره اين رسمش نبود مهمون‌نوازي ...

مي‌ميرم اگه از تو نشوني نمونه عزيزم

مي‌سوزم تو نياي چشمامو من به در مي‌دوزم

مي‌ميرم نگو رفتن من واست فرقي نداره

من ميرم اما گريه نكن ديگه فايده نداره

ميرم ... ميرم ... ميرم بدون وداع

ميرم ... ميرم ... ميرم به خاطره‌هام

ميرم ... ميرم خداحافظ ...

خداحافظ ...

بيچاره‌ام، خسته‌ام، چشم انتظارم

توي اين پس كوچه‌ها تنها نزارم

نيستي از تاريكي شبا مي‌ترسم

بي وفا دارم توي سرما مي‌لرزم

مي‌ترسم از غصه‌ها دووم نيارم

آخه هيچ نشونه‌اي از تو ندارم

آروم آروم دارم از غصه مي‌ميرم

تو بگو نشونتو از كي بگيرم

تو بگو نشونت رو از كي بگيرم ...

مي‌ميرم اگه از تو نشوني نمونه عزيزم

مي‌سوزم تو نياي چشمامو من به در مي‌دوزم

مي‌ميرم نگو رفتن من واست فرقي نداره

من ميرم اما گريه نكن ديگه فايده نداره

تموم زندگيم اينه: منو بغض و در و ديوار

چي مونده از تن خسته‌ام، كه مي‌خواد بشكنه اين بار

ميرم، خداحافظ ...

+ نوشته شده در  ساعت 16:17  توسط Neda  |   
 
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388

از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي قلبم

گريه كردم و نوشتم نازنينم يا تو يا من

به تو گفتم باورم كن ميون اين همه ديوار

تو با خنده‌اي نوشتي هم قفس خدانگهدار

بنويس مهلت موندن يه نفس بود

سهم من از همه دنيا يه هوس بود

بنويس كه خيلي وقته واسه تو گريه نكردم

سر روي شونه‌هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم ...

من كه تو بن‌بست بست زخمي از آواره پاييز

فكر چشماي تو بودم، با دلي از گريه لبريز

شب عاشقونه من كه حروم شد

مهلت بودن با تو كه تموم شد

ندونستم بايد از تو مي‌گذشتم

وقتي از غربت چشمات مي‌نوشتم

بنويس مهلت موندن يه نفس بود

سهم من از همه دنيا يه هوس بود

بنويس كه خيلي وقته واسه تو گريه نكردم

سر روي شونه‌هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم ...

+ نوشته شده در  ساعت 16:56  توسط Neda  |   
 
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
شايد اون جوري كه بايد ...

شايد اونجوري كه بايد قدرت رو من ندونستم

حرفايي بود توي قلبم، من نگفتم، نتونستم

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشماي معصوم لحظه لحظه روبرومه ...

نيومد روي زبونم كه بگم بي تو چي هستم

كه بگم ديوونتم من، زندگيمو به تو بستم

شايد اون جوري كه بايد قدرت رو من ندونستم

حرفايي بود توي قلبم، من نگفتم، نتونستم ...

تو رو ديدم مثل آيينه توي تنهايي شكستي

من كلامي نمي‌گفتم كه برام زندگي هستي

نمي‌دونستي كه چون گل توي قلب من شكفتي

چشم تو پر از گلايه، اما هرگز نمي‌گفتي

من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه

نقش اون چشماي معصوم لحظه لحظه روبرومه ...

شايد اون جوري كه بايد قدرت رو من ندونستم

حرفايي بود توي قلبم، من نگفتم، نتونستم ...


+ نوشته شده در  ساعت 16:51  توسط Neda  |   
 
شنبه بیست و یکم شهریور 1388

سپاس و حمــــد خاص کردگار است
کــــــــه بر ما نعمت او بیشمار است
ز جـــــــرم مـــــا و عفو او چه پرسی
گـنه در پیش عفوش شرمسار است

از: محسن جون

+ نوشته شده در  ساعت 16:9  توسط Neda  |   
 
شنبه بیست و یکم شهریور 1388

همه شاپركا، همه كبوترا

زندگي رو نو مي‌كنند دوباره

با بي زبونيشون مي گن بهاره

اما من هنوز زمستونه برام

زندگي بي سر و سامون برام

خنده از لب‌هاي من گريزونه

اما گريه كردن آسونه برام ....

تلخي خاطره‌ها اشكامو جاري مي‌كنن

وقتي كه شكوفه‌ها رمز بهاري مي‌كنن ...

+++

+ نوشته شده در  ساعت 16:6  توسط Neda  |   
 
جمعه بیستم شهریور 1388

کوفه امشب التهاب محشر است

کوفه امشب کربلای دیگر است

جبرئیل آوای غم سر داده است

در فلک شوری دگر افتاده است

تیر غصه بر دل زارم نشست

تیغ دشمن فرق مولایم شکست

قلب مجنون سوی صحرا می رود

حیدر امشب سوی زهرا می رود

***

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم

سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که هم سفره تو لحظه افطار شوم

+ نوشته شده در  ساعت 22:31  توسط Neda  |